الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

25

الخصال ( فارسى )

ميبرم از هر كس بما طعنه زند و از ما بدگوئى كند و بباطل اصرار ورزد 11 - و از هر سخن چينى كه بنكوهش ما رفت و آمد كند و از هر كس بر خلاف مقصود ما چيزى بدين ببندد . 12 - پناه بخداى كوه ثور و به كسى كه كوه ثبير را در جاى خود لنگر داده و به كسى كه بكوه حراء بالا ميرود و فرود مىآيد 13 - پناه بخانهء كعبه كه خانهء حق است و در ته دره مكه است و بخداوندى كه غفلت در او نيست 14 - و بحجر الاسود گاهى كك بدان تبرك جويند و در ظهر و پسين گرد او را بگيرند 15 - و بجاى پاى ابراهيم بر سنگ كه چون گل پاى برهنه و بىكفش او بر آن نقش بسته 16 - و به همان دورهائى كه ميان مروه و صفا زده مىشود با آن صورتها و مجسمه‌هائى كه در آنها است 17 - و بهر كس حج خانهء خدا كرده از شتر سواران و صاحبان نذر و پيادگان 18 - و بمشعر اقصى گاهى كك حاجيان به قصد آن ميروند تا كوه عرفات دنبالهء سلسله سنگهائى كه برابر هم چيده شده 19 - و بوقوف حاجيان بالاى كوههاى عرفات شب هنگام كه براى كوچ سينه پاكشهاى خود را از جا بلند ميكنند 20 - بشب مزدلف و منازل دره منى كه بالاتر از آنها احترام و مقامى نيست 21 - بجمع حاجيان كه چون اجازهء كوچ كردن يابند مانند باران بهار شتابانه كوچ كنند 22 - بجمره كبرى گاهى كك به سمت آن روانند و ميخواهند سرش را با سنگريزه‌ها بكوبند 23 - بقبيله كنده كه شب هنگام در حصار انجمنند و حاجيان بكر بن وائل آنها را عبور ميدهند 24 - دو هم سوگندى كه سخت بر عهد خود پائيدند و وسائل استحكام آن را فراهم كردند 25 - و ميكوفت آنها را نيزه‌هاى سيه‌چرده و گردش آن و متلاشى ميكرد آنان را يورش ستوران انبوه 26 - آيا پس از اين براى پناهنده پناهى است آيا پناهنده‌اى كه از خدا ميترسد ملامت‌كننده دارد 27 - شايسته است كه دستور دشمنان در بارهء ما اطاعت شود ؟ با اينكه ما راه ترك و كابل را ميبنديم 28 - به خانه خدا سوگند دروغ گفتند كه ما مكه را رها ميكنيم و بار ميبنديم اين مقصد شما در تشويش است 29 - به خانه خدا سوگند دروغ گفتيد كه ما در بارهء محمّد مغلوب ميشويم بدون اينكه بخاطر او با نيزه و تير بجنگيم 30 - ما او را تسليم نميكنيم تا در گرد او به خاك نيفتيم ؟ ! و تا فرزندان و زنان خود را بىسرپرست نگذاريم ؟ 31 - و بر خيزد مردانى بسوى شما با سلاح آهنين برخاستن شتران آبكش زير زنگهاى نواخان 32 - و تا ببينى كه پهلوان پر دماغ به خون خود غلطيده و از طعن نيزه به وضع نكبت بارى بهر سو ميل مىكند 33 - بجان حق اگر دشمنى بمرحلهء جدى جنگ برسد شمشيرهاى خود را با تن سرداران آغشته كنيم 34 - با دست جوانانى چون تير شهاب بزرگوار مورد اعتماد حامى حقيقت و پهلوان 35 - ماهها و روزها و سال كامل جنگ را ادامه دهيم و حج را هم بسال آينده اندازيم 36 - پدرت مباد چطور مردمى آقائى را از دست بدهند ؟ كه عهد نگهدار است و